آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

42

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

زير حكمرانى سلطان « 1 » دربند است . اين سرزمين از بسيارى جهات ديدنى و زيبا بود ، زيرا درختان و زمين هنوز سبز بودند ، زمين اينجا داراى خاكى پوك و مستعد كشاورزى است و از برنج ، گندم و غلات غنى است . تك درخت‌ها و بوته‌هاى اندكى در آنجا روئيده بودند كه بر روى آن‌ها پرندگان حتى در ماه دسامبر نيز آواز خوش سرمىدادند . احشام چه در زمستان و چه در تابستان در چراگاه‌ها مىچرند ، از اينرو گله - داران براى احشام خود علوفه ذخيره نمىكنند . مگر فقط براى مسافران . درختان انگور همه‌جا بر روى داربست افتاده و به صورت ديم ، بدون مراقبت رشد كرده بودند و معلوم بود كه پيوند نخورده‌اند . چند اصله از اين درختان كه بسيار زيبا مىنمودند از درختان بلند ديگرى تا ارتفاع هشت تا ده نخ بالا رفته ، شاخه‌ها به يكديگر بافته شده و دوباره به درازاى دو و سه نخ به طرف زمين آويزان بودند . هنگام بازگشت ، چنين درختان تاك را در سراسر گيلان به ويژه در آستارا « 2 » با تنه‌اى بزرگ و غيرقابل باور مشاهده كرديم . پرندگان وحشى زيبائى از جمله قرقاول وجود داشت ، همينطور فراوانى خرگوش‌ها كه ما را به شكار برمىانگيخت . در آنجا گونه‌اى روباه ديديم كه آن را شغال « 3 » مىنامند . هيكل آنان به اندازه

--> ( 1 ) - Sultan - تذكرة الملوك صفحه 4 : « باب دوم : در بيان منصب هر يك از امراء عظام كه لفظ عاليجاه مختص به ايشانست . مقدمه : در بيان تفصيل امراء : بايد دانست كه امراء ايران مطلقا بر دو نوع مىباشند . نوع اول : امراء غيردولتخانه كه ايشان را امراء سرحد مىنامند و اين نوع بر چهار قسم است : اول ولات ، دوم بيكلربيكيان ، سوم خوانين ، چهارم سلاطين . » ( 2 ) - Astara ( 3 ) - Schakal